امشب به عادت ِ هرساله، به تماشای مسابقه ی نهایی ِ لیگ ِ قهرمانان ِ یوروپ نشستیم و کلی هم حظ کردیم و هکذا. از آنجا که امسال سال ِ قرمزهاست و کلاً امسال و هر سال " قرمزته" منچستر یونایتد قهرمان شد و آبی ِ آبلیموجاتی ِ چلسی، به عادت ِ همیشه فرودست ماند. در این بین نکاتی چند به ذهن ِ نگارنده خطور کرد که بیان ِ آن، یحتمل خالی از لطف نیست،
یکم، چقدر بی ذوق و بی شوق هستند این جماعت ِ اروپایی! جداً که حال مان منزجر شد بس که در مراسم ِ پایانی نظم دیدیم و برنامه ریزی، که چه بنشینند و برای مراسم ِ پایانی ِ برنامه ریزی کنند که چنین کنند و چنان کنند؟! مگر یلخی بودن چه زیان دارد؟ بیایند از مسئولان ِ کوشا و خدمت گذار ِ ما یاد بگیرند که انگار نه انگار و همین جوری کشکی کشکی جایزه را به قهرمان می دهند و از این قرتی بازی ها هم در نمی آورند. حبذا فرهنگ ِ خودمان که کلی باحال است و مشتی و آدم حظ می کند بس که صحنه ی محیرالعقول در آن می بیند.
دیُم، آقا چرا شادی های مان را قسمت نکنیم؟! آخر چه معنی دارد که گروهی قهرمان بشوند و فقط هم ایشان جام را بالای سر ببرند؟! پس حسن و حسین و اکبر و اصغر و تقی و نقی و بقیه ی بچه ها چه می شوند؟ آیا آن تماشاگر ِ طفلی در قهرمانی سهم ندارد؟ این اروپایی های خسیس فقط به بازیکنان و مربی مدال دادند و جام را هم آنها تصاحب کردند و از دیگران دریغ کردند. مرحبا فرهنگِ خودمان که کلی خودمانی است و می گذارند تا احمدآقای بقال ِ سر ِ کوچه ی ما هم جام را بالای سر ببرد و روی سکو برود ، آقا چه اشکال دارد؟ نظم سیخی چند؟!
سیُم، آقا این یعنی چه که نمی گذارند تماشاگر وسطِ زمین بیاید؟! این هم شد فوتبال!؟ وا اسفها به حال ِ اروپایی هایِ بخیل ِ تازه به دوران رسیده، عشق است فرهنگ ِ ِ خودمان که را که کلی جیگر است و از این جور چیزها، تماشاگر با یقه ی کت ِ سر مربی ِ تیم ِ قهرمان مماس می شود و این یعنی مردمی بودن. یاد بگیرید بدبخت های غربی !
چارم، ما کلاً باحالیم، این که احتیاج به دلیل و برهان ندارد! اصلاْ بذارید خیال تان را راحت کنیم٫ این دلیل و دلیل آوردن را غربی ها اختراع کردند تا ما را از یاد ِ خدا غافل کنند.


