آن دانش و تجربه به چیزش دای ورت می گفت که افشاء بکنم زرت و زرت
افشاگری اش هم به خودش می آید مخدوش و وقیح و مضحک و یلخی و چرت
***
گفتی که "بگم؟!" کاش نگفته بودی عیب و هنر ِ خویش نهفته بودی
یک شیخ به خواب رفت و یک خلق به باد کاش آن شب ِ واقعه تو خفته بودی
سعید کریمی٫ خرداد ۸۸
+ نوشته شده توسط سعید کریمی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت
16:25 |

