![]() |
![]() |
|
|
فقط دو سه دقیقه! عالی جناب! لطفاً! هر چند سایه هستی، به ما بتاب، لطفاً!
یک عمر گوش بودیم، فرمودی و شنیدیم بس کن گزافه و لاف، حرف ِ حساب، لطفاً!
ما را فریب دادید، احسنت! حضرت ِ مکر! با ما وفور ِ پرسش، با تو جواب، لطفاً!
بر کام ِ تشنه ی ما، ابر ِ دروغ بارید تا کی سراب ِ وعده؟! یک قطره آب، لطفاً!
کابوس گستری و فانوس کُش، دریغا بیداری ات زیان است، پاشو بخواب! لطفاً!
هر فصل، فصل ِ مرگ و هر نسل، نسل ِ بی برگ تاریخ را گذر ده ، از این عذاب، لطفاً!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 1:42 توسط سعید کریمی |
|
|
شب را سرازير مي كنند اينجا كابوس تكثير مي كنند اينجا شب روزيان ِ شب آشيان هر روز خورشيد تكفير مي كنند اينجا هر روزن ِ نيمه گشوده را بر نور ديوار تقدير مي كنند اينجا بر دكههاي دروغ و داغ و درد فرياد زنجير مي كنند اينجا ديريست تا بر سياههي تقويم پاييز تقرير مي كنند اينجا يادي از آن ِ تو نيست، جز اكنون تاريخ تبخير مي كنند اينجا! با اين همه دست ِ بسته و خسته بنگر چه تدبير مي كنند اينجا اينجا كه من ايستاده ام، اينجا كابوس تكثير مي كنند، اينجا سعيد كريمي، اسفند 86 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 10:46 توسط سعید کریمی |
|
|
بیدار شده بودی و داد می زدی : کلمه ! کلمه ! سراسیمه کتابها را می گشتی برگهای فقیر ِ لغت نامه آزارت می داد خودت را خواب دیده بودی ، شاید گلدانهای گِلی را ، شاید و شاید آن چنار های همیشه گی را شنبه را با آیینه اشتباه گرفته بودی ( همسایه ها نگرانت هستند ) تب نداشتی فقط یادت رفته بود چراغ ِ بالکن را خاموش کنی هنوز سردت نشده بود اما خوب می دانستی که چیزی را دارند از تو پنهان می کنند . همه ی زمستان از پنجره به کوچه نگاه می کردی و به عابرانی که بی سرود می رفتند و می آمدند من در ماشین نشسته بودم تا بهار صبر کردم تا به تو بگویم خورشید دوست دارد به خانه ی ما بتابد بغلت کرده بودم و تو آهسته از من ساعت را پرسیده بودی و من به تو اطمینان داده بودم که ما هنوز وقت داریم تو مجبور شده بودی به یادم بیاوری ما چند موزائیک با خوشبختی فاصله داریم چای سرد شد و ساعت سرد تر من به ماشبن برگشتم و تو کنار ِ پنجره ایستادی همسایه ها به مسافرت رفته بودند با همه ی چمدان هایشان دیوارها با خیال ِ راحت همه ی حجم ِ اتاق را اشغال کرده بودند تو بیدار شده بودی و داد می زدی : کلمه ، کلمه کلمه ، کلمه . آذر هشتاد و شش
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 11:4 توسط سعید کریمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بایگانی |
| درباره وبلاگ |
درج ِ کل یا قسمتی از نوشته های این وبلاگ در کتاب، روزنامه، نشریه، سایت، وبلاگ و ... بی اجازه ی نگارنده ممنوع و قابل ِ پیگرد است.
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| بایگانی موضوعی |
|
روزنوشت شعر و ترانه مقاله اتاق تشریح درباره ی مکث در مه نبش قبر |
| پیوندها |
|
اسد وجودی علی احمدی ساناز صفایی محمد نویری میثم یوسفی امید صیادی حمید تقی پور حسن علیشیری المیرا آقازاده مونا برزویی یغما گلرویی از عشق چیزی بگو |
|
RSS
|