
با اذعان به این که نوشتن از "یوزارسیف"، یوازرسیف بازی ست
اما به ناچار به سهم ِ خود از بودجه ی بیت المال که
صرف ِ این شاهکار ِ بی بدیل شده می نویسم،
آمار ِ معجزات ِ یوزارسیف در این سریال به جرات بیشتر از تمام ِ
پیامبران ِ تاریخ است و از این بابت باید به جناب ِ سلحشور و دیگر دوستان خسته
نباشید گفت، به ویژه که در قسمت های کودکی ِ یوزارسیف به طور ِ
میانگین در هر قسمت شاهدِ 8/4 معجزه بودیم
که آمار ِ قابل ِ توجهی ست و این که در قران نیامده هم حتما مهم نیست و این که برای
نمونه در آیه ی 26 سوره ی یوسف می خوانیم:
وَ شَهِدَ
شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا إِن كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ
مِنَ الكَاذِبِينَ
و شاهدى از خانواده ی آن
زن شهادت داد اگر پيراهن ِ او از جلو چاك خورده زن راست گفته و او از دروغگويان
است.
و دقت کنید
به این نکته که اهلها (=بستگان) چگونه طفل ِ شیرخواره معنی شده است؟ البته برخی تفاسیر این گونه تفسیر ( و
نه ترجمه ! ) کرده اند ولی چه طور جناب ِ سلحشور به برخی دیگر از تفاسیر عنایت
نداشته اند و تنها به رکورد ِ معجزات ِ یوسف اندیشیده اند؟! آیا ایشان سریال ِ
تاریخی ساختن را با میدان ِ المپیک یکی فرض کرده اند؟!
از این دست
بحث ها فراوان است و خیلی ها به آن پرداخته اند اما دلیل ِ تماشای این سریال از
جانب ِ من، طنز ِ نهفته در آن است که بسیار با مزه و ظریف و رشک برانگیز است. جدا
از لهجه ی فرعون و مدل ِ موی پسرش (رحیم نوروزی) اشاره ی درست ِ کارگردان به تمدن ِ با شکوه ِ مصر ِ
باستان
قابل ِ توجه است. برای نمونه به صافی ِ مدل ِ موی ایناروس (امیر حسین مدرس) دقت
کنید و این که گِلَت پدیده ی جدیدی نیست و آن موقع هم یافت می شده و از این موهای زیادی صاف در این سریال کم نمی
بینید که آدم را بیشتر یاد ِ تبلیغ های شبکه های منحطی می اندازد که اتوی مو تبلیغ می کنند و قس
علیهذا!
کرم های
رفع ِ چروک ِ صورت نیز از دیگر یافته های مصریان بوده است که جناب ِ سلحشور به
آن اشاره کرده است، این کرم ها از کرم ها و حتی جراحی های پلاستیک ِ امروزی بهتر
عمل می کرده اند و شایسته است که به فرمول ِ آنها دست پیدا کنیم، شاهد ِ موضوع
ندیمه ی زلیخاست (کاری ماما) که انصافاً در حدود ِ بیست سال اصلا تکان نخورده و
تازه زلیخا در قسمت ِ اخیر از او پیر تر است. بزنم به تخته!
البته
ایناروس (مدرس) هم خیلی خوب مانده و تکان نخورده با موهای خوشگلش. به این فهرست
باید کچل های معبد ِ آمون را افزود که لایتغیرند و احتمالا هنوز هم در مصر هستند
با همان شکل و شمایل. شخصیتی به نام ِ مالک (که یوسف را از چاه به در آورد و کف
کرد و کلی معجزه از او دید و او را فروخت! ) نیز بعد از بیست سال بیشتر از چند مو
سپید نکرده و صورتش همان طور مانده. حال بد نیست از جناب ِ کارگردان پرسید که چه
توطئه ای در مصر ِ باستان بوده که برخی دیگر پیر شده اند؟! آیا زلیخا و بوتیفار کرم ِ تقلبی مصرف می کرده اند؟!!
البته این
که مصریان چگونه لباس می پوشیده اند و آرایش می کرده اند، برای ما چندان واضح
نیست. (غیر ِ چندان یعنی که کت و شلوار و کروات نمی پوشیده اند!) اما بد نیست جناب ِ سلحشور از افراد ِ معلوم
الحالی چون مایکل
جکسون و
دیگر هالیوود نشینانی که به بازسازی ِ آن دوران پرداخته اند، نام می برد، بالاخره
خیلی از طراحی های صحنه و لباس و چهره پردازی های این سریال کپی از همان افراد ِ
معلوم الحال است!
و بعد تر
فهرست ِ
پایانی ِ سریال انصافاً جذاب ترین بخش ِ سریال است. به رغم ِ هشدارهای مکرر ِ سازمان ِ آب، فیلمنامه نویس، آنقدر
به قصه آب بسته که وقتی به تیتراژ ِ پایانی می رسی در پوست نمی گنجی! در فهرست ِ
بلند بالای اسامی، نکات ِ بامزه زیاد است که علی ایحال جدا از ماخذ ِ تاریخی قرار
دادن ِ دیوان
ِ اشعار پروین اعتصامی( که گویا از معاصرین ِ یوزارسیف بوده!) تشکر از رئیس جمهور
در این میان قابل ِ توجه است. بعد از تماشای قسمت ِ امشب و به صدارت رسیدن ِ یوسف
متوجه ِ دلیل ِ این تشکر شدم. به سخنرانی ِ یوزارسیف در این مراسم و رفتارهای بعد از
صدارتش دقت کنید، شباهت های قابل ِ توجهی بین این شخصیت و رئیس جمهور می بینید.
ماشالا
اینقدر این سریال آموزنده است که حد و حصر ندارد. نظریات ِ شبه مارکسیستی، شبه
انقلاب ِ سفیدی ِیوزارسیف درباره ی کشاورزی هم بامزه است و معلوم می شود که این غربی
ها همه چیزشان را از ما برداشته اند و ما خیلی کارمان درست است. عجالتا تا همین
جای سریال از جناب ِ سلحشور باید سپاس گذار بود تا بعد از این چه پیش آید. بعید می
دانم پرهیز گاری کنم و باز هم از یوزارسیف خواهم نوشت!
+ نوشته شده توسط سعید کریمی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت
0:18 |