برج ِ یک به شکل ِ احمقانه ای طبیعی به نظر می رسید!
برج ِ سه بوی پاییز می داد!
برج ِ شش حدس زدم سال تموم نمی شه!
برج ِ هشت حدسم قریب به یقین شد که امسال٫ سالی نیست که تموم بشه!
برج ِ نه با اطمینان داد زدم که این سال قرار نیست تموم بشه!
برج ِ ده به شکل ِ مرموزی نظریه م و تایید کرد!
برج ِ یازده با لبخندی احمقانه بهم ثابت کرد که یقینم بی دلیل نیست!
برج ِ دوازده طوری شروع شد که انگار قراره تا ابدیت طول بکشه!
وسط ِ برج ِ دوازده٫ می شد زمختی ِ ابدیت رو حس کرد!
آخرای برج ِ دوازده خبر دادند که سال قراره تموم شه!
حدود ِ پنجاه و پنج ساعت دیگه احتمالا فاتحه ی سال ِ ۸۶ خونده ست!
.
.
.
شــــــــــــاید که آینده
از آن ِ ما!

